تبلیغات
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق) - عمه در چشم تو پیداست و من
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ فقط برای ترویج فرهنگ حسینی و حمایت از مداح گرانقدر استاد حاج محمود کریمی ایجاد شده و بنده هیچ مطلبی را بدون رضایت ایشان در این وبلاگ نخواهم گذاشت.

مدیر وبلاگ : ستاره انور من
نویسندگان
نظرسنجی
شما کار کدام مداح را بیشتر دوست دارید؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق)
تنها ره سعادت،ایمان جهاد شهادت،در سایه ی ولایت...




عمه در چشم تو پیداست و من
خواب در چشم تو زیباست و من

در میان همه چون مادر تو
عمه ام ام ابیهاست و من

عمه در چشم تو پیداست و من

خواب در چشم تو زیباست و من


در میان همه چون مادر تو

خواهرت ام ابیهاست و من


دیدم آن شب که ز ره جا ماندم

مادرم فاطمه تنهاست و من


خواب رفتم به روی دامن او

خواب دیدم سر باباست و من


وقتی از خواب پریدم دیدم

سیلی و دشمن و صحراست و من


بعد از آن شب همه جا تاریک است

شب و روزم شب یلداست و من


چون عمو روی پر از خون دارم

ماه پرخون تو سقاست و من


چشم خود باز نگه دار دمی

عمه در چشم تو پیداست و من

***

به تنم بال و پری بود که نیست
به تنت برگ و بری بود که نیست

هر که پرسید کجایی گفتم
در کنارم پدری بود که نیست

تو سفر رفتی و دل منتظرت
بی قرار خبری بود که نیست

گرم لالایی خواب است رباب
روی دستش پسری بود که نیست

دست مهرت به سرم نیست که بود
شانه ی موی سری بود که نیست

سر زدی سر زده با سر امّا
با سرت همسفری بود که نیست

آن قدر ناله زدم در آهم
ناله ی مختصری بود که نیست

بعد سیلی همه جا تاریک است
بعد شب ها سحری بود که نیست

رفتی و روی سرم - روم سیاه -
چادر شعله وری بود که نیست

خیزران کار مرا مشکل کرد
کاش از لب اثری بود که نیست

***

سایه ات از سر من رفت که رفت
سر تو از بر من رفت که رفت

در جوابم كه عمو كو گفتی
همه لشكر من رفت كه رفت

روی دامان تو بی هوش شدم
روح از پیكر من رفت كه رفت

آب آزاد شد امّا صد حیف
كه علی اصغر من رفت كه رفت

اشك در چشم ترم ماند كه ماند
خواب چشم تر من رفت كه رفت

باورم بود كه برمی گردی
رفتی و باور من رفت كه رفت

باوفا آمده ای حالا كه
نفس آخر من رفت كه رفت

لاله گون لاله ی گوشم شده و
هدیه ی اکبر من رفت که رفت

تکّه ی خیمه شده چادر من
در عوض معجر من رفت که رفت

عمه فردا به همه می گوید
با پدر دختر من رفت كه رفت

***

چه كنم جای تو این است كه هست

شب رویاى تو این است كه هست

با دل شیر زدم دل به غمت

اجر سودای تو این است كه هست

رخ من آینه روی تو لیك

رخ زیبای تو این است كه هست

لعل لبهای من آن بود كه بود

لعل لبهای تو این است كه هست

گونه ی دختركان سرخ و سفید

روی زهرای تو این است كه هست

پدری گفت به طفلش این رخت

كه هدایای تو این است كه هست

راه رفتن كه عمو یادم داد

طفل نو پای تو این است كه هست

تكه نان دختری انداخت و گفت

شام شبهای تو این است كه هست

خصم رأس تو نشان داد به من

گفت بابای تو این هست که هست

***

خاك ویرانه كجا و تو كجا
نَقل افسانه كجا و تو كجا

آمدی نُقل فشانی كردی
شمع كاشانه كجا و تو كجا

بالش گرم تو آغوش من است
خشت این خانه كجا و رو كجا

جایگاه سر تو عرش خداست
دِیر و میخانه كجا و تو كجا

پسر حضرت زهرایى تو
ابن مرجانه كجا و تو كجا

راستی خانه خولی چه خبر
زیر عجانه كجا و تو كجا

خون لبهات گرفتم با زلف
موی بی شانه كجا و تو كجا

قَد نی بودی و قدم نرسید
دست دردانه كجا و تو كجا

روی نیلی مرا بین و مپرس
ضرب مردانه كجا و تو كجا

خاك عالم به سرم شد بابا
خاك ویرانه كجا و تو كجا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 آذر 1392 :: نویسنده : ستاره انور من
نظرات ()
دوشنبه 11 فروردین 1393 05:10 ب.ظ
اجرکم عندالله
بسیارلذت بردم
ستاره انور من
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.