تبلیغات
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق) - عشق مادر (شعر از نجمه انوری)
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ فقط برای ترویج فرهنگ حسینی و حمایت از مداح گرانقدر استاد حاج محمود کریمی ایجاد شده و بنده هیچ مطلبی را بدون رضایت ایشان در این وبلاگ نخواهم گذاشت.

مدیر وبلاگ : ستاره انور من
نویسندگان
نظرسنجی
شما کار کدام مداح را بیشتر دوست دارید؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق)
تنها ره سعادت،ایمان جهاد شهادت،در سایه ی ولایت...




شعر نو ی جالب و خواندنی
به ادامه مطلب مراجعه كنید
قالب: شعر نو نیمایی
مضمون:حماسی-اسلیمی
شرح كلی داستان شعر:
خار جمع كردن امام حسین (ع) شب عاشورا و رویارویی حضرت زینب(س) با ایشان و گفتگو كردن آن دو بزرگوار.

دشت در تاریكی ست
تكه نوری پیداست
مانده است مبهوت كه عجبا خورشید
ره گم كرده در دل تاریكی شب؟!
ماه بانوی حرم
چند گامی برداشت
آمد از دوزر به سمت رخ زیبای شمس:
"كیستی ای كه در این شب رخ تو تابان است؟!
نفست، چون نفس سینه ی من سوزان است؟!
تو در این دشت به دنبال چه چیزی هستی؟!
تو به دنبال همان چادر خاكی هستی؟!
آه از آن روز، از آن كوچه، از آن راه
از آن سیلی،غم و چاه
ازآن آه ، ازآن آه ، از آن آه "
ناله ی سرخ شقایق برخاست
قامت خم شده را
كرد چون سروی راست:
"آه ای خواهر من
قلب زارم شده ریش،
جان مادرم دگر،
تو مسوزم زین بیش!
منم آن شاه كم سپاه
كه با خیل اشك و آه
بر روی نی رود
بی جرم و بی گناه
فردا كودكی
با گریه میدود
آه گر خار کین
بر پای او خلد!
من آمدم كه خار
از راه برکنم!
با یاد مادرم
شب را سحر كنم...
با یاد كوچه ها
از داغ شعله ها
هر شب غمین شوم
از یاد غسل و آه
مادر دگر نبود
در بستری كه بود
تنها غمی كه بود
جای كبود بود!
بابا به حال زار
مشغول كار بود
تابوت گوشه ای
در انتظار بود:
(از قول امام علی(ع) به کودکان که با مادر وداع میکردند)
"آهسته گریه كن!
در بین دشمنیم!
این غصه كم كه نیست,
بی یارو یاوریم!
ای خدا ببین خودت
این قوم بی حیا
از رفتن نبی(ص)
نگذشته چند ماه!
با مشت و با لگد
با آتش و كمان
بر بیتم آمدند
خیل حرامیان!
نام رسول(ص) را
اینان یدك كشند
اما به پشت در
بنت النبی(س) كشند!"
****
خواهر به های های
مشغول گریه بود:
"این چه مصیبتی ست؟!
باز هم آتش و دود!
آه ای عزیزكم
عباس مه لقاست!
غصه چرا دگر؟!
ساقی پیش ماست
او انتقام را
خواهد گرفت حسین(ع)
تاوان كوچه را
باید گرفت حسین(ع) "
ارباب لب گشود:
"خواهر بس است مگو!
عباس(ع) می رود
با ضربه ی عدو!
فردا به پیش تو
میسوزد این حرم
نه اکبر (ع) و علیست(ع)
نه ساقی کرم...
فردا به روی نی
سرهای بی شمار...
گودی قتله گاه
با گریه های زار...
آه، ای خواهر من
وای از دل رباب(س)!!!
اصغر(ع) سر جدا
در انتظار آب...
قاسم (ع) ز حجله اش
بر معرکه رود
عون با برادرش
بر مهلکه رود....
...
****
در آخر الزمان
یعنی در عصر ظهور!
باز هم می آیند
با کینه های کور*
در چنگ فرقه ای
بی دین و بی حیا
آه ، شیعیان شوند
لب تشنه سر جدا...
از نسل باقرم(ع)
خواهد رسد یلی !!!
حق است و عادل است
چون مرتضی علی (ع)!!!
عباس(ع)شمه ای
از غیرتش بُوَد!!!
دوستی صلح و صفا
حکم دولتش بُوَد...
او منتظر بُوَد
بر امر ایزدی
غائب ز مردم است
آن عشق سرمدی...
او صاحب الزمان(ع)
مهدی(عج) مادر(س) است!
هم عشق مصطفی(ص)
هم عشق حیدر(ع) است!
آه ، ای رشید من،
مهدی(عج) بیا بیا...
دنیا و اهل آن
از کینه کن جدا...

تعجیل در فرج آسمانی اش (( صلوات ))
_______________________سراینده:نجمه انوری____________________________
*.(منظور فتنه های سوریه و میانمار و عراق و....)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : ستاره انور من
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.