تبلیغات
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق) - در پشت پرده هیئت ثارالله(مسجد الهادی) چه میگذرد؟
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ فقط برای ترویج فرهنگ حسینی و حمایت از مداح گرانقدر استاد حاج محمود کریمی ایجاد شده و بنده هیچ مطلبی را بدون رضایت ایشان در این وبلاگ نخواهم گذاشت.

مدیر وبلاگ : ستاره انور من
نویسندگان
نظرسنجی
شما کار کدام مداح را بیشتر دوست دارید؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق)
تنها ره سعادت،ایمان جهاد شهادت،در سایه ی ولایت...




کشف رازهای محمود کریمی شدن

 

کاپشنش را همان دم در می آورد پیراهنش را مرتب می کند دستار و شال مشکی اش را می دهد دست همراهش و یا علی.

شهاب مرادی که می بیند حاج محمود مثل همیشه سر ساعت از در پشتی آمده و حواس جمعیت پرت اوست با صلواتی برای سلامتی اش سلام و علیکی می کند و بحث را به سمت روضه می برد این نشانه ثابت همه واعظان و مداحان است و نمایش اتوماتیک اتمام وقت حالا نوبت اوست که میکروفن دست بگیرد و گریه ها راببرد سمت مقتل.

جوانها آن جلو باهم مسابقه گذاشته اند برای چسبیدن به منبر ولی ماندارها که میرسند جا خود به خود باز می شودبرای نشستن آنها وقت سینه زنی شده بعد از روضه خوانی نیم ساعته نفس میگیرد روی منبر کوتاه مسجد می ایستد تا همه ببینندش.آن بالا گرما بیداد میکند نفس کشیدن سخت است سینه زنی پا نی گیرد جمعیت شور و حال خاصی دارند همین حال و روز در کوچه های پهن "صباح" هم کش پیدا میکند

با چند اشاره چشم میاندارهایش را برای "جفت زنی" مرتب می کند به یکی شان چشم غره می رود تا حساب کار بیشتر دستش بیاید.همه اینها بدون آن است که خللی در برنامه پدید بیاید اگر کسی به چشمهای حاجی دقت نکند امکان ندارد بفهمد که همه این نظم را یک تنه -با چشم- مدیریت کرد

همانطور آنهایی که فردا فایل صوتی را گوش نی دهند.

 

عرقچینش را روی سر محکم می کند با یک شال دیگر عرقهای روی پیشانی اش را کنار میزند مرحله جدید سینه زنی رسیده با نوای یا حسین(به شیوه عربی) بیشتر حال می کند،با دقت سرش را از میکروفن دور میکند و همانطور کشیده یا حسین را می گوید تا جمعیت یاد بگیرند خودش با شعر بیشتر حال کرده،این را میشود از خطوط پیشانی اش فهمید

وقتی به بعضی از بیتها می رسد صورتش جمع می شود اما اشکهایش بیرون نمی زند. باید مراسم را اداره کند هنوز شور شروع نشده می زند به روضه درست تشخیص داده انقدر این یکساعت جمعیت  جاندار سینه زده و بالا و پایین پریده که بازوها توان بالا آمدن ندارند روضه هم تنفس است و هم عشق و حال برا مرحله آخر به صدابردار نگاهی میکند و روی شانه اش دست می گذارد

 

جوان به پهنای پیشانی اش عرق کرده از شدت فشار و گرمای منبر چند دقیقه بعد به پهنای صورت اشک هم میریزد تا صورتش خیس اشک و عرق شود ولی دستش را حتی برای یک لحظه از روی میکسر مفصلش بر نمیدارد او باید با همین فشار و گرما با همین شور و حال اشک 14 میکروفن آویزان شده به سقف مسجد را کنترل کند و همزمان حواسش جمع باشد که دو میکروفن دست مداح و همراهش با صدای سینه زنها بخوبی میکس شود یکی بالا نزند و یکی بیش از حد شنیده نشود و صدای درست بی غلطی به بلندگوها و باندهای بیشمار محوطه مسجد و کوچه برسد صدایی که برای پخش اینترنتی با کیفیت مناسب هم ضبط شود و تازه  در هنگام جفت زنی یا شش دست صدای طبل و سنج را هم بخوبی تنظیم کند اگر هیئت چیذر کریمی یک اتاق صوت مستقل دارد همه این صدابرداری و تنظیم دقیق در همان گرمای طاقت فرسا کنج منبر انجام می شود با اشک و عرق عشق

چشم بیاندازی حاج محمود را پیدا نمیکنی همیشه قبل از دعای آخر غیبش می زند و دعا را واگذار میکندبه اهلش


تمام بدنش خیس است نه توصیف می خواهد نه اغراق،خیس. وارد آسانسور پشت هیئت که می شود یک بخاری دیواری آنجاست می چسبد به بخاری. انگار میخواهد سر و حنجره اش را گرم نگه دارد تا نکند سرما خوردگی با گرفتگی صدا دهه محرمش را خراب کند

آسانسور به یک واحد نقلی در بالای مسجد باز می شودگرم است . سریع داخل می شود داخل اتاق همه لباسهای مشکی اش را کنار می اندازد و یک دشداشه بلند مشکی می پوشد گوشه اتاق دراز می کشد و چشمهایش را می بندد و کمتر از نیم ساعت بعد همه همراهان و مدیران هیئات بالا می آیند. ولی حاج محمود کریمی هنوز دراز کشیده. صدا از دیوار در می آید ولی از این چند مرد تنومند نه! اما خودش که تازه متوجه حضور آدمها شده سکوت را میشکند، قبول باشه را که می گوید ئهان ملت هم باز می شود یکی از برنامه و فلان شعر تعریف میکنهد و یکی از ایرادهایی که به گوشش خورده می گوید .کم کم صداها در هم می شود و نمی شود تشخیص داد کی با کی حرف می زند ولی همه خسته اند

هرقدر روی صحنه(منبر) چهره اش به اخم می زند در آن اتاق گرم و ساده، مهربان است صدایش اصلا بلند نمی شود یک آقازاده را بغل می کند و از چیزهایی که یاد گرفته می پرسد. شام دادن هیئات که تمام می شود شام از آسانسور بالا می آید همان غذای متبرکی که به بقیه داده اند البته با نوشابه و ماء الشعیر انتخابی ! معلوم نیست آخرین وعده ای که خورده کی باشد، ولی زیاد غذا نمی خورد. مایعات چرا!


hazrate%20roghaye%2091 حاج محمود کریمی حاج روح الله بهمنی عزاداری شب 23 محرم الحرام 1391

ساعت از نیمه شب گذشته خیابان و کوچه های اطراف مث روز اولش خلوت  است همه داربستها و بخاری های بزرگ خیابان هم جمع شده است . از ساک همراهش یک دست لباس مشکی دیگر بیرون می کشد و می پوشد دشداشه را هم داخل ساک می گذارد همراه عرقچین و شال

کاپشنش را می پوشد و شال بزرگی را دورتا دور سر و صورتش می پیچد کلاه پشمی را هم تا روی ابروها پایین می آورد فقط می شود همان چشمها را دید چشمهایی که هم اخم میکند و هم لبخند می زند

نذر سلامتی اش سه صلوات

الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

نقل از:همشهری جوان-آذر91

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 دی 1391 :: نویسنده : ستاره انور من
نظرات ()
دوشنبه 11 دی 1391 01:51 ب.ظ
حاج محمود خیلی عشقی!!!!!
دعای خیر همه پشت سرتونه!
یا علی(ع)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.