تبلیغات
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق) - اشعار
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ فقط برای ترویج فرهنگ حسینی و حمایت از مداح گرانقدر استاد حاج محمود کریمی ایجاد شده و بنده هیچ مطلبی را بدون رضایت ایشان در این وبلاگ نخواهم گذاشت.

مدیر وبلاگ : ستاره انور من
نویسندگان
نظرسنجی
شما کار کدام مداح را بیشتر دوست دارید؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه هواداران حاج محمود کریمی(سفیر عشق)
تنها ره سعادت،ایمان جهاد شهادت،در سایه ی ولایت...




گزیده ای از اشعار استاد حاج محمود کریمی:

ای به فدایت همه جان جهان

ای به فدایت همه جان جهان
خاك رهت سرمه‌ی افلاكیان
وصله‌ی بر جامه‌ی تو جان من
بخیه‌ی آن رشته‌ی ایمان من
دور فلك حلقه‌ی خلخال توست
عرش برین زیر پر و بال توست
لطف تو كز عالم بالا رسید
مائده بر مادر عیسی رسید
پاسخ «أنّی لكِ هذا» تویی
نزد خداوند تعالی تویی
خانه‌ی تو حسرت جنت شده
مائده از مطبخ تو آمده
خوشه‌ای از گندم احساس تو
آرد شده در دل دستاس تو
خرده‌ی نانی كه ز دستت فتاد
نان وسط سفره‌ی هستی نهاد
شمس بود ذره‌ی در كوی تو
بال گرفت از پر جادوی تو
عرش خدا را كه تویی قائمه
از چه شدی خاك‌نشین فاطمه
منت حق بود كه بر ما رسید
روح تو را بر همه عالم دمید
تا كه نماز تو رقم می‌خورد
حركت افلاك به هم می‌خورد
خیل ملك كرده فلك را رها
تا كه ببینند نماز تو را
ای دم تكبیر تو تكبیر عشق
عشق شده پیر تو ای پیر عشق
كوثر عظمایی اگر بنده‌ای
خیر كثیری و فزاینده‌ای
عرش به درگاه تو آرد نیاز
خانه‌ی تو فرش ندارد نیاز
شهپر جبریل امین فرش توست
بودن همراه علی عرش توست
جان جهان گفته كه جانم فدات
پهن نموده‌ست عبایش برات
صورت تو حسرت خورشید شد
سایه‌ی تو مایه‌ی امّید شد
لیلیه‌ی اسرای نبی، فاطمه!
میوه‌ی طوبای نبی، فاطمه!
ای كه تویی مادر خیرالانام 
مام امامی و امام امام
وصف تو این سان كه امامت كند
روز قیامت چه قیامت كند
خستگی‌ات حضرت بانوی آب
غصه‌ی دریا شده، یك دم بخواب
جام مَلَك پر ز می ناب كن
وقت اذان لطف به محراب كن
روح‌الامین ساكنِ در خانه‌ات 
خادم گهواره‌ی دردانه‌ات
باز خمارم كه خمیرم كنی
شیعه‌ی تنّور غدیرم كنی
پخته شود در تب دستان تو
روح مسلمانی سلمان تو
هر كه نكوشیده به احقاق حق
هر كه كند ظلم به مصداق حق
گریه اگر قدر عوالم كند
جان خودش ردّ مظالم كند
گر كه رضای تو نیارد به دست
توبه‌ی بی حبّ تو بی‌فایده‌ست
داغ تو آوار كند ارگ ظلم
توبه‌ی ظلم است فقط مرگ ظلم
روز جزا محكمه با مرتضاست
حق رضای تو رضای خداست
هر كه دمی دشمن حیدر شده
عاقّ تو گشته و كافر شده
راه تو گر راه هدایت بُود
دین به ترازوی ولایت بُود
قدر ولی را كه تو معنا كنی
جان خودت فدیه‌ی مولا كنی
روح تو آرامش كل جهان
خلق‌نگشته شده‌ای امتحان
گرچه ردم، بسته به پای توام
رد شده از درس وفای توام
از تو كشم منت تجدید را
تا كه زنی خاتم تأیید را
تا كه ببینی كه چه‌ها می‌كنم
در ره تو روح، فدا می‌كنم
تا گذرد آب بلا از سرم
گر بشوم آب شوی مادرم
مِهر تو چون مُهر امان می‌شود
هرچه علی خواست همان می‌شود
«بی‌سر و سامان توام یا حسین
دست‌به‌دامان توام یا حسین
بر سر نی زلف رها كرده‌ای
با جگر شیعه‌ها چه‌ها كرده‌ای
زهره‌ی منظومه‌ی زهرا حسین
كشته‌ی افتاده به صحرا حسین

 

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم (مدح)

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم
در هُرم نگاه تو فسردیم و نمردیم
نقش است به پیشانی چین‌خورده ز غیرت
ما جان به در از داغ تو بردیم و نمردیم
ابرو گره در هم زده چشمان شفق‌رنگ
دندان به لب خویش فشردیم و نمردیم
اقبال نگون‌بخت نگر كاین همه سر را
تا مرز قدم‌های تو بردیم و نمردیم
ظرف دل بی‌حوصله جوش آمد و سر رفت
خون دل جاری‌شده خوردیم و نمردیم
یك عمر نفس آمد و برگشت و به تسبیح
سنّ دل بی‌عار شمردیم و نمردیم
ما زنده به عشقیم كه با عشق بمیریم
صد مرتبه از داغ تو مردیم و نمردیم

 




امشب لبالب می شود دخل همه خمارها (مدح)

امشب لبالب می شود دخل همه خمارها

وا می شود با جام می از تشنگان افطارها

گویند کافر می شوم مست و قلندر می شوم

بی پا و بی سر می شوم سر دسته عیارها

از شوق دست افشانم و شعر جنون می خوانم و

در پای دار عشق چون حلاج ها تمارها

تسبیح و جام و مهر و می تکلیف عقل و عشق کی

من خسته ام از این همه تکرار استغفار ها

از قلب قرآن و زبور انجیل و تورات و صحف

موعود میاد برون از کل استفسارها

از پرده گر آید برون توحید می گردد فزون

بت می تراشند از قد رعنای او حجارها

جای تمام فرش ها پیش قدوم یار ما

می گسترانند انبیا عمامه ها دستارها

آیینه ی حق منجلی در آینه روی علی

تکثیر شد در آینه تا آسمان کرارها

امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود

پای و سر و دست و دلم از شوق و بی حس می شود

از آب زمزم قطره ای بر رخ بزن بیدار شو

از جام کوثر قطره ای بر رخ بزن هشیار شو

بر لوح تقدیر دلت از عرش میاد قلم

بر بندگی اصرار کن گنجینه اسرار شو

از قیدها ازاد شو از اهل عشق اباد شو

مستشهد بین یدیه حضرت دلدار شو

هستی همه از هست او دل رابده بر دست او

بردار خود را از میان بردار شو سردار شو

دنیاست مملو از فتن روح بصیرت بی بدن

این جسم ناسوتی بنه لاهوت را طیار شو

نفس و نفس خیرات کن حب علی اثبات کن

پای رکاب نائبش مقداد شو عمار شو

نور اباصالح ببین می تابد امشب بر زمین

با حضرت روح الامین در سامره احضار شو

چون یوسف کنعان بیا در ازدحام انبیا

با رشته ی جان خودت راهی این بازار شو

بر دامن مادر گلی خوابیده از نسل علی

لالایی مادر ببین مادر منم بیدار شو

در آسمان عصمت چشم خدای دلبری

پیداست مهر مادر و برق نگاه حیدری

بیت کرم بیت خدا بیت امام عسگری

دست پر از خالی من محتاج لطف داوری

گوید فرشته زیر لب با خویشتن یاللعجب

بعد از محمد امده بار دگر پیغمبری

از هوش رفته یاسمن بر روی دامان چمن

افتاده یاس و نسترن بر شانه ی نیلوفری

جمع کمال انبیا جمع جمال اولیا رخسار ختم الواصیا

در قاب دست عسگری

عالم دم از او می زند فریاد یاهو می زند

خورشد سوسو می زند در پیش ماه دلبری

در قاب قوسینش ببین محراب جبریل امین

قد قامت ای اهل زمین سرو بلند حیدری

تامن گدای او شدم حاتم گدای من شده

دیوانه ام گر رو کنم بر استان دیگری

امشب به پای مهد تو نور دعای عهد تو

آماده کرده سینه را تا انتقام مادری

پای رکاب حضرتت وقت ظهور قدرتت

جبریل می ارد برای رو خودت شهپری

وقت قیامت ای بنازم صور اسرفیل را

خصم علی می بیند ان دم کار عزرائیل را

ای در جان یکتا تو تنهاتو و مظلوم تو

مانند مولا برتر و تنها تو مظلوم تو

ای مالک ملک و ملک فرمانروای نه فلک

حاکم به کل مردم دنیا تو و مظلوم تو

من از طفیل رو تو گشتم فضیل کوی تو

صحرای خشک و تشنه من دریا تو و مظلوم تو

ای فاصل من تا خدا ای واصل ارض و سماء

دائم تو قائم تو و واولا تو و مظلوم تو

شیرین تو و فرهاد من مستی تو فریاد من

مجنون تو یک عالم و لیلا تو و مطلوم تو

در راه تو خار و خصم من بی کس بن بی کسم

زهرا تو و حیدر تو و طه تو و مظلوم تو

ای وارث خون خدا ای زائر کرببلا

خون خواه مظلومیت زهرا تو مظلوم تو

شبنم بروی یاس تو زینتب تو عباس تو

مهتاب تو ارباب تو سقا تو و مطلوم تو

شکر خدا بر سفره مولا گدا تکریم شد

روزی ما از خرده های نان تو تقسیم شد

ای افضل فضائل امشب نثار تو

یعنی زیارت حرمش در کنار تو

حالا که در ولادت خود کربلا روی

من را ببر که گریه کنم در جوار تو

اذن دخول خوان که بسوزم در اتشت

با روضه های عمه ی محمل سوار تو

کنج خرابه با سر انگشت خود نوشت

بابا بیا که سوختم از انتظار تو

بابا پایین نشین که دیده امت بر فراز نی

رحمی نمی کند به سرت نیزه دار تو

عمدا تو را مقابل ان سنگ ها گرفت

فهمیده بود می نگرد طفل زار تو

عمدا مرا مقابل تو خیزران زدند

می دید چشمهای عمو را کنار تو

چسبیده است حلقه ی زنجیر بر تنم

بر زخمی های رگ رگ تو بوسه می زنم

 




باید به روی آینه آنقدر ها کنم

باید به روی آینه آنقدر ها کنم
تا روی شیشه اشک نفس را رها کنم
گندم برای آمدنت سبز می کنم
آن لحظه ایی که در لحد خویش جا کنم
اسفند دانه دانه شب و روز جمع شد
باید به مجمر دلم آتش به پا کنم
دل شد سیاه بس که طلوع تو را ندید
باید برای خویش دلی دست و پا کنم
یا اینکه باید از دم پرچین قلب خود
یک پنجره به جانب خورشید واکنم
بگذار تا ز ره برسی بعد سالها
آنگه بیا ببین که چنین و چه ها کنم
آن روز می شود حرمت کنج سینه ام
وقتی که پای تا سر خود کربلا کنم

 
بسم رب العشق، رب العالمین

بسم رب العشق، رب العالمین

عشق مولایم امیرالمؤمنین

عشق مولا بضعه طهاستی

حضرت صدیقه کبراستی

فاطمه تعبیر دوری از عذاب

بهترین(برترین) تفسیر از ام الکتاب

مادر یکتای هستی از عدم

مادر لوح و قلم، روح قسم

جسم ناسوتی او روح فلک

روح لاهوتی او جسم ملک

دست تقدیر خدا بر عالمین

مادر ارباب مظلومم حسین

حجت کبری ست بر کل حجج

بادعایش می رسد یوم الفرج

جنتی که زیر پای مادر است

خاک پای دختر پیغمبر است

آنکه حق جنت به او تقدیم کرد،

نار را جنت به ابراهیم کرد

انبیا درّند و دریا فاطمه

«لَم یَکُن» ایجاد «لَو لا فاطِمِه»

ارث مادر بر تمام اولیا

علم و حلم و صدق و تسلیم و رضا

در امامت گر علی تکثیر شد

بچه شیر از شیر مادر شیر شد

تا امید جود از دادار از اوست

رونق بازار استغفار از اوست

حق چودر محشر هویدا می شود

مؤمن از مجرم مجزا می شود

روح در عشاق او چون می دمند

صور «أینَ الفاطِمیّون» می دمند

خلق در محشر پیاده او سوار

هاتفی آواز می دارد : «کنار!

کور باد و دور باد هرکس که هست

هان که اجلال نزول فاطمه است»

«آمده عرش خدارا قائمه

آمده ناموس یزدان فاطمه»

(استدلال رو گوش کن):

گفت احمد مرتضی جان من است

حافظ زهرا و قرآن من است

ناجی کل بشر هستیم ما

امت خود را پدر هستیم ما

حال اگر باب مسلمانان علی است

مادر خود خوب فهمیدیم کیست

(پس مادر فاطمه است؛ نشونه داری ؟)

روز وصل دوست داران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

یاد پشت خاکریز جبهه ها

یاد یاران عزیز جبهه ها

یاد مجنون و شلمچه یاد هور

یاد کارون و فرات و کرخه نور

نام سرداران برادر بود و بس

فاطمه در جبهه مادر بود و بس

مادریّش را چو باور داشتیم

گرد خود صدها برادر داشتیم

داغ مادر جان مارا شمع کرد

گرد فرزند رشیدش جمع کرد

(برادریم دیگه؛ خبر می خوام بدم :)

ای برادر حال مادر خوب نیست

پای بستر حال حیدر خوب نیست

فاطمه در غشوه های احتضار

مرتضی در رعشه های اضطرار

گوش دل های همه در پشت در

بر وصیت های مادر با پدر

فاطمه آواز دارد زیر لب:

فاطمه یک نغمه دارد زیر لب

صحبت از کفن است و دفن نیمه شب

(گوشت رو روی در بذار)

صحبت از بی یار و بی یاور شدن

غسل دادن از ورای پیر(و)هن

صحبت سجاده و چادر نماز

نیمه شب زینب و راز و نیاز

(داره حرف می زنه با علی):

ای که غم ها را عسل کردی علی

پس چرا زانو بغل کردی علی

ای به جنت هم نشین فاطمه

ای امیرالمؤمنین فاطمه

ای که بر ارض و سماء هستی امیر

جان زهرایت سرت بالا بگیر

آنکه باید اینچنین باشد منم

شرمگین و دل غمین باشد منم

خواستم یاری کنم اما نشد

ریسمان از دست هایت وانشد

مرگ چون آید برآید کام من

گریه کن بر من و بر ایتام من

شد صدای فاطمه آرام تر

ای برادر ها همه آرام تر

(داره آروم حرف می زنه، شما آروم گریه کنید من بشنوم)

ناله ی جانسوز می آید به گوش

صحبت از یک روز می آید به گوش

صحبت از یک روز گرم و آتشین

داستان یک بدن روی زمین

داستان خیمه ی افروخته

دختران و گیسو(و)ان سوخته

(چی داره می گه فاطمه(س))

ماجرای مادر بی طفل چیست؟

ساقی تشنه کنار آب کیست؟

قصه ی سرباز در گهواره چیست؟

داستان گوش های پاره چیست؟

دیگه فاطمه داره روضه می خونه:

آه ... داستان سربریدن از قفا

غارت دار و ندار خیمه ها

بارش باران سنگ از روی بام

صحبت از بازار شوم شهر شام

زینب و بند اسارت ... وای وای

اهل بیت و این جسارت .. وای وای

 

کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به حاج محمود کریمی می باشد

هرگونه برداشت منوط به ذکر منبع است

CopyRight 2010-2012 By Mahmoud-Karimi.com


تو که از روز ولادت دل بابا بردی

تو که از روز ولادت دل بابا بردی

دل اهل حرم و حضرت مولا بردی

تا علی گفت بگوش تو اذان شیر شدی

دم تکبیر شدی و دم شمشیر شدی

تا نظر کرد به رخسار تو گفتا حیدر

چون علی اکبر ما دهر نزاید دیگر

روز میلاد تو بابا چه خوش احوالی بود

حیف جای نبی و مادر من خالی بود

جای لالایی خواب تو عزیز دل من

صد و ده مرتبه یا فاطمه می گفت حسن

عمه را بوی خوش فاطمه از بوی تو بود

پنجه ی ام بنین شانه ی گیسوی تو بود

تا دم پخته شدن خشت فلک خام تو بود

هر زمان تشنه شدی دست علم جام تو بود

تا در آغوش بزرگان حرم مرد شدی

کیسه بر دوش علی اصغر شبگرد شدی

به جلال و به جمال احمد و زهرا بودی

گل لیلا همه مجنون و تو لیلا بودی

تو گلاب همه گلهای پیمبر بودی

الحق از روز ازل هم علی اکبر بودی

آسمانی است اگر بر سر جنات و نهر

من و عباس مه و مهر و تویی نجم سحر

جای من کارحرم یکسره در دست تو بود

میمنه دست عمو میسره در دست تو بود

تا تو را تشنه به آغوش شهادت دادم

یاد انگور طلب کردن تو افتادم

تو که دیدی پدر آن روز دمی دست گشود

بین فردوس و من فاصله یک دست نبود

شد ستون های حریم نبوی خاک جنان

دست بردم به دل شاخه ای از تاک جنان

خوشه ای چیدم و دادم به تو ای شور بهشت

شهد شد از نمک لعل تو انگور بهشت

حال امروز که عطشان ز حرم می رفتی

بار آخر که خرامان ز برم می رفتی

از پس اشک پدر محو تماشای تو شد

و حیا مانع بوسیدن لب های توشد

خیمه ها مکه و من کعبه و چشمم زمزم

با صدای عرفاتیت حرم ریخت به هم

من به دنبال صدای تو رسیدم به برت

چشم بگشا و ببین حال خراب پدرت

رخ زیبات پر از خاک و لبانت پر خون

بدن پاک تو صد چاک و دهانت پر خون

تا سراسیمه کنار تو رسیدم پسرم

لخته ی خون ز دهان تو کشیدم پسرم

تو که با پهلوی زخمیت چو مادر شده ای

با شکاف سر خود حیدر دیگر شده ای

ای اذان گوی حرم وقت نماز است بمان

به من و بی کسی عمه ی خود روضه بخوان

عمه در راه بیا تا نرسیده به برم

مددی کن که تنت را ببرم تا به حرم


امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است
امشب كه از نسیم حضوری لبالب است
شمع است و شاهد است و شرابی كه بر لب است
شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است
شامی كه روشنایی روز است امشب است
امشب شب ملیكه دادار زینب است

این جلوه جلوه‌های شبی بیكرانه است
این جذبه جذبه حرمی بی‌نشانه است
این سجده سجده بر قدمی جاودانه است
این شعله شعله نگهی عاشقانه است
از هر لبی كه می‌شنوی این ترانه است
عالم محیط و نقطه پرگار زینب است

سری رسید و معنی ام‌الكتاب شد
نوری دمید و قبله هر آفتاب شد
چشمی گشود و چشم شقایق بخواب شد
زیباترین دعای علی (ع) مستجاب شد
زهراست این كه در دل گهواره قاب شد
امشب تمام گرمی بازار زینب است

بر عرش سبز دست نبی تا كه جا گرفت
نورش زمین و كل زمان را فرا گرفت
حتی بهشت سرمه از آن خاك پا گرفت
از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت
آئینه‌ای مقابل رویش خدا گرفت
تصویر جلوه‌های خداوار زینب است

این كیست این كه سجده كند عشق در برش
این كیست این كه سینه درند در برابرش
این كیست این كه از جلوات مطهرش
عالم نبود غیر غباری ز محضرش
فرموده است از بركاتش برادرش
آئینه‌دار حیدر كرار زینب است

تا كوچه‌اش قبیله لیلا ادامه داشت
تا خانه‌اش گدایی عیسی ادامه داشت
در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت
بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت
زینب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت
خاتون خانه‌دار دو دلدار زینب است

سرچشمه‌های پرطپش كوهسار از اوست
دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست
تیغ كلام فاطمی‌اش آب دار از اوست
تفسیر آیه‌های غم و انتظار از اوست
آری تمام هیمنه ذوالفقار از اوست
از كربلا بپرس علمدار زینب است

سوگند بر شكوه دل مرتضایی‌اش
بر جلوه‌های حیدری‌اش مجتبایی‌اش
سوگند بر تقدس كرب و بلایی‌اش
بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش
سوگند بر نماز شب كبریایی‌اش
تا روز حشر كعبه ایثار زینب است

شمس حجاب گنبد دوار زینب است
بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است
محبوبه حبیه دادار زینب است
مسطوره سلاله اطهار زینب است
اذن دخول در حرم یار زینب است
منصوره نرفته سر دار زینب است

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلك علی است به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یك قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است

سردار سرسپرده جولان عشق كیست؟
تنها امیر فاتح میدان عشق كیست؟
عشق است حسین و گوش به فرمان عشق كیست؟
روح دمیده در تن بی‌جان عشق كیست؟
علامه مفسر قرآن عشق كیست؟
تفسیر آیه‌ها همه اسرار زینب است

ققنوس و هم از پی او در توهم است
فانوس وصف در صفت وصف او گم است
قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است
پابوس او تمامی افلاك و انجم است
كابوس شام و دولت نامرد مردم است
بر فرق ظلم تیغ شرربار زینب است

پیداترین ستاره دیبای خلقت است
زیباترین سروده لب‌های خلقت است
زهراترین زهره زهرای خلقت است
لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سئوال معمای خلقت است
گنجینه جزیره اسرار زینب است

ذرات و كائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج بود زنی یك علم به دوش
قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش
این رعد و برق نیست كه انگار زینب است

خورشید روی قله نی آشكار شد
كوچكترین ستاره سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد
زیباترین ستاره دنباله‌دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است

چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه
آتش كشید شعله ز دل تا كشید آه
كای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه
راحت بخواب چونكه پرستار زینب است

پشتش شكست بس كه بر او آسمان گریست
حتی به حال و روز دلش كاروان گریست
از خنده‌های حرمله و ساربان گریست
بر گیسوان شعله ور كودكان گریست
از ضربه‌های دم به دم خیزران گریست
بر خیل اشك قافله سالار زینب است

آن شانه صبور صبوری زما ربود
آن قامت غیور قیامت بپا نمود
آن شیرزن حماسه عباس را سرود
با دست خویش بیرق كرببلا گشود
بر بال‌های زخمی‌اش ای وای جا نبود
غم را بگو بیا كه خریدار زینب است

زینب اگر نبود اثر كربلا نبود
شیرازه‌ای برای كتاب خدا نبود
زینب اگر نبود علم حق بپا نبود
این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود
یك یا حسین بر لب ما و شما نبود
در كار عشق گرمی بازار زینب است

با این كه قد خمیده‌ام و داغ دیده‌ام
فتح الفتوح كرده‌ام هرجا رسیده‌ام
گر نیش كعب نی به وجودم خریده‌ام
گر طعم تازیانه چو مادر چشیده‌ام
چون كوه ایستاده‌ام ای سر بریده‌ام
در اوج اقتدار جهاندار زینب است

زینب كجا و خنده اشرار یا حسین
زینب كجا و كوچه و بازار یا حسین
زینب كجا و مجلس اغیار یا حسین
زینب كجا و این همه آزار یا حسین
زینب كجا و طشت و سر یار یا حسین
در پنجه‌های بغض گرفتار زینب است

از نای من به ناله چو افتاد نای نی
عالم شنید از پس آن های‌های نی
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی
تا اینكه یافتم سرت از رد پای نی
هجران توست آتش و نیزار زینب است

قرآن بخوان كه حفظ شود آبروی تو
رنگین شده است ساقه نی از گلوی تو
در حسرتم كه نیزه كند شانه موی تو
ای منتهای آرزویم گفت‌وگوی تو
ای نازنین بناز خریدار زینب است

 

کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به حاج محمود کریمی می باشد

هرگونه برداشت منوط به ذکر منبع است

CopyRight 2010-2012 By Mahmoud-Karimi.com